مقالات

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • آل ابی سبره | آلِ ابی‎سِبُره، از خاندانهای شیعی کوفه که در سده‎های 1 و 2ق / 7 و 8 م چند فقیه و محدث از میان ایشان برخاستند و به همین سبب معروفیت یافتند. جد اعلای این خاندان، ابوسَبُرَة یزید بن مالک بن عبدالله بن ذؤیب الجعفی‎ الکوفی است. وی با 2 پسرش، سبرة و عزیز به دیدار رسول اکرم(ص) نایل آمد. پیامبر(ص) عزیز را عبدالرحمن ن...
  • آل ابی الجهم | آلِ اَبی‎الجَهْم، خاندان روایی بزرگ شیعی، ساکن کوفه در سدۀ 2ق / 8م. قابوس بن نعمان معروف به «ابی‎الجهم» نخستین فرد شناخته‌شده از این خاندان است که شخصیتهای برجستۀ آل ابی‎الجهم به وی منسوبند. نسب قابوس به لخمیان (مناذره) که دست‌نشاندگان ساسانیان در حیره بوده‎اند می‎رسد. وی و خاندانش در شهر کوفه مسکن گزیدند و ر...
  • آل ابراهیم |
  • آل ابی اراکه | آلِ ابی اَراکه، از خاندانهای شیعه و از رجال حدیث در سده‎های 1-2ق / 7- 8 م. ابو أراکه، میمون بن سنجار یمنیِ بَجلی کوفی که این خاندان منسوب به اوست، از خواص یاران امام علی(ع) بوده است. عده‎ای او را به لحاظ شخصیت و قرابت به امام، همانند کسانی چون أصْبَغ بن نَباته، مالک اشتر، کُمَیْل بن زیاد، زید بن صَوْحان و صَع...
  • آگره | آگْره، شهری در ایالت اوترپرادش در شمال هند، و مركز، ناحیتی به هیمن نام، واقع بر كرانۀ شرقی رود جَمنا (یمونا)، در 180 كیلومتری جنوب شرقی دهلی،‌°27و‌´12 عرض شمالی و‌°77 و‌´59 طول شرقی. این ناحیه از دیرباز از مراكز اصلی سیاسی و فرهنگی مسلمانان هند بوده و امروزه جمعیت مسلمان آن بسیار قابل توجه است. در نامگذاری ای...
  • آکل و مأکول | آکِل و مَأْکول، شبهه‎ای معروف و دیرینه در باب معاد جسمانی که بسیاری از متکلمان دربارۀ آن سخن گفته‎اند. معاد و زندگی پس از مرگ، یکی از اصول اعتقادی مسلمانان است که بحث دربارۀ آن کمتر از گفت‌وگو دربارۀ توحید نیست، زیرا افزون بر اینکه منکران مبدأ، معاد را انکار کرده‎اند، برخی از معتقدان به مبدأ نیز دربارۀ روز رس...
  • آل، موجود | آل، موجودی افسانه‎ای که به باور عوام در صحراها و چشمه‎ها زندگی می‎کند و دشمن زنان تازه‌زا ست. آل را به شکلهای گوناگون وصف کرده‎اند: «زنی است که دستهای باریکِ بلند دارد، و پایش هم استخوان فقط است و گوشت هیچ ندارد، ضعیف‎البنیه است، رنگ چهره‎اش قرمز می‎باشد و بینی او از گِل» (خوانساری، کلثوم‌ننه، 169) و یا از خم...
  • آقوش افرم | آقُوش اَفرَم، جمال‎الدین آقوش بن عبدالله منصوری معروف به «افرم صغیر» (د پس از 720ق / 1320م)، نایب شام از سوی سلاطین ممالیک مصر (ملک ناصر محمد بن قَلاوُن و ملک مظفر بَیْبَرس جاشْنَکیر «چاشْنی گیر»). نسبت منصوری در نام او از آن‎رو است که او از غلامان ملک منصور سیف‎الدین قلاون اَلْفی بوده است. آقوش از قوم چرکس ب...
  • آل آقا | آلِ آقا، خاندانی از عالمان دینی، شیعی امامی، مشهور به علم و ادب از سدۀ 12 تا 14ق / 18 تا 20م در ایران. شهرت افراد این خاندان به آل آقا بدین جهت است که منتسب به «آقا محمدباقر وحید بهبهانی» (ح 1116-1205ق / 1704-1791م) بوده (نک‍ : وحید بهبهانی) و از این‌رو، گاه بهبهانی خوانده شده‎اند. برخی از اینان که در کرمانشا...
  • آقینجی | آقینجی، عنوانی برای سواران نامنظم در نخستین سده‎های تشکیل دولت عثمانی که پیش از حملۀ سپاه با حملات سریع خود در پشت صفوف دشمن و در خاک او ایجاد وحشت و بی‎نظمی و ویرانی می‎کردند. این اصطلاح از کلمۀ «آقین» به معنی جریان سیل و تاخت و تاز گرفته شده است. وظیفۀ اصلی آقینجیها شناسایی خاک دشمن و غارت و ویرانی بود؛ اما...
  • آگهی | آگهی، تخلص چند تن از شاعران پارسی‌زبان که در سده‎های 9-14ق / 15- 19م در ایران و هندوستان می‎زیسته‎اند. از آنان تاکنون دیوانی به دست نیامده، اما ابیاتی در تذکره‎ها به نام آنان ثبت است. 1. آگهی اصفهانی: حکیم صدرالدین مشهور به مسیح‎الزمان، فرزند میرزامحمد حکیم، در قم زاده شد و در یزد پرورش یافت. وی در جوانی رهسپ...
  • آکرا | آکرا، پایتخت کشور آفریقایی غنا (ساحل طلای سابق)، واقع در کرانۀ شمالی خلیج گینه در اقیانوس اطلس، در حدود 600 کیلومتری شمال خط استوا و نزدیک نصف‎النهار مبدأ، با °5 و َ32 عرض شمالی و ´12 طول غربی. گاه شهر مذکور را انکران نیز نامیده‎اند (بستانی). آکرا در جنوب شرقی کشور غنا و در دشت آکرا قرار گرفته است. ارتفاع آکر...
  • آکولوتوس | آکولوتوس، آندرِآس (1654-1704م)، دانشمند و خاورشناس آلمانی، استاد علوم دینی در بر‌سلاوِ سیلزی سُفلی و مترجم بخشهایی از قرآن مجید به زبان لاتین. وی در برنشتاد سیلزی (در لهستان امروزی) زاده شد و در برسلاو درگذشت. از کودکی به زبانهای خاورزمین گرایش داشت. گفته می‎شود که در 6 سالگی می‎توانست به عبری سخن بگوید. افزو...
  • آقوش اشرفی | آقوش اَشرفَی، یا آقُشِ اَشْرَفی، جمال‎الدین فرزند عبدالله معروف به «نایب‎الْکَرَک» (د 736ق / 1335م)، از امرای بزرگ ممالیک مصر در دهه‎های نخستین قرن 8 ق / 14م. ابن حجر عسقلانی (1 / 470) نام او را «آقُش الاشرفی جمال‎الدین البُرناق» نوشته است. او از ممالیک سلطان ملک منصور سیف‎الدین قَلاوون اَلفی نجمی (د 689 ق / ...
  • آگهی | آگَهی، منصور چلبی، مورخ و قاضی ترک در قرن 10ق / 16م (د 985ق / 1577م). در ینیجه (= ینیستا، واقع در مقدونیۀ یونان، از توابع وَرْدَر که اکنون بخشی از استان چاناق قلعه، داردانل، است) زاده شد. وی در آغاز عمر به تحصیل علوم عقلی و نقلی پرداخت و در این علوم به درجۀ کمال و مقام استادی رسید. یک چند از ملازمان محمد چلبی...
  • آگاه قاجار | آگاه قاجار، اردشیر میرزا (د 1289ق / 1872م)، پسر نهم عباس میرزا نایب‎السلطنه (1203-1249ق / 1788-1833م)، از رجال حكومت قاجار، ادیب و شاعر، متخلص به آگاه. در اوان جوانی و در روزگار پدرش حكومت گروس و صاین قلعه را داشت. در آغاز سلطنت محمدشاه (د 1250ق / 1834م) به سركوبی شاهزاده اسماعیل میرزا، والی شاهرود و بسطام كه...
  • آکرمان |
  • آق ملا | آق ملا، مفتاح‎الدین فرزند کمال‎الدین (1247-1313ق / 1831-1895م)، شاعر و مربی اهل باشقیرستان1. وی در 9 رجب / 14 دسامبر در دهکدۀ توسن بی2 از استان اوفیم3 در خانواده‎ای روحانی به دنیا آمد. تحصیلات خود را در مدرسۀ شهاب‎الدین مرجانی در قازان به انجام رساند. سپس به کار تدریس و نشر عقاید تجددطلبانه در میان جامعۀ قزاق...
  • آق کرمان | آق کرمان، شهری در اُبلاستِ (ولایت) «ادسا»، واقع در جمهوری شوروی اوکرائین با 000،30 تن جمعیت (آمار 1967م). نام کنونی آن «بلگورود نیستروفسکی» است. این شهر پیش از آنکه تابع ولایت ادسا باشد از توابع ولایت «ایزمائیلسکی» در همان جمهوری بود (دایرةالمعارف بزرگ شوروی، چ 2، 4 / 411). وجه تسمیه: نام کهن این شهر «تیراس» ...
  • آق قلعه | آقْ قَلْعه، یكی از بخشهای شهرستان گرگان كه اكنون گاهی آق قَلا خوانده می‌شود. این بخش در طرفین رودخانۀ گرگان و در شمال شهر گرگان قرار گرفته است. از سمت شمال به بخش اترك، از غرب به بخش گُمیشان، از جنوب به بخش مركزی گرگان و دهستان ملك و از شرق به دهستان كَتُول و بخش مركزی شهرستان گنبد قابوس محدود است. این بخش 79...
  • آق سو، رود | آقْ‎سو، نام چند رود و شهر و دهکده در مناطق ترکی‌زبان. آق‎سو در زبان ترکی به معنای آب سفید است که در بیشتر مناطق ترکی‌زبان بر رودخانه اطلاق می‎شود. معمولاً آبهای جاری در بستر اصلی رودخانه را آق‎سو یا آق‌دریا و آبهای جاری در نهرها را قره‎سو یا قره‎دریا (آب سیاه) می‎نامند (اسلام آنسیکلوپدیسی). علاوه بر این گاهی ...
  • آق مسجد | نام سابق شهر قزل اردا و مرکز ایالتی به همین نام (قزل اردا) در شرق دریاچۀ آرال و در مسیر سفلای رود سیحون با حدود 129,000 نفر جمعیت (سرشماری 1972م) و°65 و´28 طول شرقی و°44 و ´48 عرض شمالی. این شهر در محدودۀ سرزمین کم‌ارتفاع ترکستان (دشت توران قدیم) واقع است. ارتفاع متوسط ایالت قزل اردا و شهرهای آن از سطح دریا ا...
  • آق مسجد | آق مسجد (سیمفروپل)، شهر و مرکز اداری ایالت کریمه در جمهوری شوروی سوسیالیستی اوکراین، بر کرانۀ رود سالگیر در 64 کیلومتری شمال شرقی بندر سواستوپل 000‘249 نفر جمعیت (سرشماری 1390ق / 1970م) و طول شرقی°34 و´3 و عرض شمالی°44 و ´58. جمعیت آن ترکیبی از ترک و روس و تاتار است. آق مسجد (در تلفظ محلی «آق مچت») کلمه‎ای تر...
  • آق شهر |
  • آق سو، شهر | آقْ‎سو، شهری در ترکستان شرقی؛ ترکستان چین (کاشغر یاخُتَن) با °41 و´14 عرض شمالی و°80 طول شرقی و 006،1 متر ارتفاع از سطح دریا و جمعیتی برآورد شده تا حدود 40,000 نفر (دانشنامه). این شهر در انتهای غربی سین‎کیانگ و دامنۀ جنوبی کوههای تیان‎شان در حدود 400 کیلومتری شمال شرقی کاشغر و در فاصلۂ 6 کیلومتری رود آق‎سو بن...
  • آق قلا |
  • آق صو |
  • آق شهری | آق شهری، شمس‎الدین محمد بن احمد بن امین بن معاذ (665- 739ق / 1267- 1338م) تاریخ‌نگار و جهانگرد. در آق‎شهر (شهری در نزدیكی قونیه در تركیۀ آسیایی) زاده شد و برای تحصیل علم، به مصر رفت و از آنجا راهی مراكش و اندلس شد و نزد نخبگان اندلس به فراگیری دانش پرداخت. در اندلس از أبی جعفر بن زبیر و در فاس (مراكش) از محمد...
  • آق محمد تیمور |
  • آق شمس الدین | آقْ شَمْسُ‎الدّین، محمد بن حمزه (792-863 ق / 1390 / 1459م)، صوفی و پزشک نامدار. وی را از نوادگان شیخ شهاب‎الدین سهروردی شمرده‎اند، ولی معلوم نیست که مراد، شیخ اشراق است یا شهاب‎الدین فقیه و صوفی بغدادی. در دمشق زاده شد و به هنگام کودکی با پدرش به آناتولی رفت و در آنجا به کسب دانش پرداخت. سپس در مدرسۀ عثمانجِق...
  • آق سرایی | آق‎سِرایی، محب‎الدین محمد بن احمد بن ابی یزید بن محمد سرایی خطایی (790- 859 ق / 1388-1455م)، مشهور به «ابن بنت آق‎سرایی». مفسر و فقیه حنفی ایرانی‌نژاد. برخی پدر وی را معروف به «مولانازاده» دانسته‎اند و برخی خود او را. در 17 ذیحجه در قاهره متولد شد و همان‎جا پرورش یافت و از این‎رو به وی «قاهری» نیز گفته شده اس...
  • آق سرای | آقْ‎سَرای، شهری قدیمی در آناتولی مرکزی با °34 و ´3 طول شرقی و °38 و ´12 عرض شمالی، با 927،62 تن جمعیت (آمار سال 1980م). واقع در دامنۀ کوه حسن‎داغی و جنوب شرقی دریاچۀ توزگلی، در 135 کیلومتری شمال شرقی قونیه و 182 کیلومتری جنوب شرقی آنکارا، بر سر راه قونیه به نِوْشِهِر. وجه تسمیه و سابقۀ تاریخی : نام آق‎سرای تر...
  • آقچه، سکه | آقچه \āqče\، سکۀ نقره‎ای، پول، نقدینه، ثروت و توسعاً هر نوع مسکوک و به مفهوم خاص، نام سکۀ رایج در امپراتوری عثمانی. این واژه از دو کلمۀ ترکی «آق» (سفید) و «چه» (علامت نسبت یا تصغیر) ترکیب یافته، و معنی لغوی آن مایل به سفید یا سکۀ سفید است (سامی، 44). این کلمه به صورتهای اقچه، اخچه و اغچه نیز ضبط شده است (دُرف...
  • آق دربند | آقْ‎دَرْبَند، دهی از دهستان مزدورانِ بخش سرخسِ شهرستان مشهد، استان خراسان، با 38 خانوار سکنه (سرشماری آبان 1360ش، جهاد سازندگی). در 85 کیلومتری جنوب باختری سرخس و بر سر راه شوسۂ عمومی آق‎دربند، با °60 و´50 طول شرقی و°36 عرض شمالی. این محل از آن روی که بر تنگه‎ای که رنگ خاک و سنگ آن اندکی سفید است بنا شده، به ...
  • آقچه حصار | آقچه حِصار (آق‎حصار)، شهری از استان اشکودرا در شمال آلبانی، در 22 کیلومتری شمال شهر تیرانا و 48 کیلومتری جنوب خاوری اشکودرا و 20 کمـ دور از ساحل دریا با 000’10 نفر جمعیت. آقچه‌حصار در یک منطقۀ کوهستانی واقع شده و دارای آب و هوای کوهستانی است. اطراف شهر را باغها و باغچه‎های بسیار احاطه کرده است. وجه تسمیه: ترک...
  • آق حصاری، حسن بن طور | آقْ‎حِصاری، حسن ‎بن طورخان ‎بن داوود بن یعقوب، مشهور به «حسن کافی» (951-1025ق / 1544-1616م)، فقیه، ادیب و پژوهشگر. وی از مردم بوسنه (بوسنی و هرزگوین1 کنونی، جمهوری خودمختار در شمال یوگوسلاوی) بود. در آق حصار (از توابع بوسنی) به دنیا آمد و بیش از 20 سال منصب قضاوت آنجا را برعهده داشت و در همان شهر درگذشت. زبان...
  • آقچه، شهرک | آقْچه، شهرکی تجاری و مرکز بخشداریی به همین نام از استان جوزجان در شمال افغانستان، با °66 و ´9 و ´´48 طول شرقی و °36 و ´5 و ´´40 عرض شمالی. جمعیت بخشداری آقچه بر طبق آمار 1358ش / 1979م، 000’62 نفر است که از ترکمنها، ازبکها، تاجیکها و مردمانی از نژادهای دیگر تشکیل می‎شود و به زبانهای فارسی، ترکی و حتی عربی مُفّ...
  • آقا محمدخان | آقامُحَمَّدْخان، (ح 1155-1211ق / 1742-1797م)، رئیس ایل، بنیانگذار و نخستین شاه سلسلۀ قاجار (د ح 1210-1211ق / 1795-1797م). وی پسر بزرگ محمدحسن‎خان قُوانْلو بود که در استراباد زاده شد. مادرش دختر اسکندرخان قوانلو بود (اعتمادالسّلطنه، منتظم، 3 / 23). محمدحسن‎خان بعد از پدر خود فتحعلی‎خان (سپهسالارِ طهماسبِ دوم ص...
  • آق اردو |
  • آقاخان نوری | آقاخانِ نوری، میرزا نصرالله فرزند اسدالله‎خان (1222-1281ق/1807-1865م)، سیاستمدار دورۀ قاجاری و صدراعظم ناصرالدین شاه. پدرش در لشکرکشیهای آقامحمدخان به مازندران خدمات بسیاری از خود نشان داد و از این‎رو به سمت نخستین «لشکرنویس» اردوی قاجار برگزیده شد. وی مقام یاد شده را زیر عنوان «وزارت لشکر» تا 1242ق/1826م برع...
  • آقا مجتهد | آقا مُجْتَهِد، محمدعلی بن محمد بن صالح بن محمد بن ابراهیم موسوی عاملی اصفهانی (1239-1274ق / 1824- 1858م)، عالم شیعی امامی، جامع جامع معقول و منقول، عارف و شاعر و ادیب، متولد اصفهان، فرزند ارشد سیدصدرالدین عاملی. پدر او از عالمان برجستۀ اصفهان و مادرش جان جان خاتون دختر شیخ جعفر کاشف‎الغطاء مجتهد و مرجع بزرگ ش...
  • آقاحسین خوانساری | آقا حُسَیْنِ خوانْساری، فرزند جمال‎الدین، معروف به محقق خوانساری (1016-1099ق/1607- 1688م)، دانشمند، فقیه و حکیم بزرگ شیعی ایرانی در دورۀ صفوی. پیش از رسیدن به سن بلوغ، به قصد کسب معارف و علوم اسلامی به اصفهان رفت و در مدرسۀ خواجه‎ملک که مجمع فضلای بزرگ آن زمان بود، به تحصیل پرداخت. در اصفهان از محضر استادان ب...
  • آقاجمال خوانساری | آقا جَمالِ خوانْساری، جمال‎الدین محمد بن حسین بن محمد (د 1125ق / 1713م)، محدث، اصولی، حکیم، متکلم و فقیه امامی ایرانی. وی در حوزۀ علمیۀ اصفهان نزد پدرش، آقا حسین محقق خوانساری، دایی‎اش، ملامحمدباقر محقق سبزواری نویسندۀ ذخیره و ملامحمدتقی مجلسی (ه‍ م‌م) درس خواند و سپس در همان حوزه به تدریس معقول و منقول پرداخ...
  • آقاخان کرمانی |
  • آقاضیاء عراقی | آقا ضیاءِ عِراقی، شیخ علی ملقب به ضیاءالدین فرزند آخوند ملامحمد کبیر عراقی ـ اراکی ـ (1278-1361ق / 1861-1942م)، فقیه بزرگ امامی، در سلطان‎آباد اراک زاده شد. مقدمات علوم را در زادگاهش، نزد پدر و چند تن دیگر از فضلای آن دیار فرا گرفت. در طلب دانش ابتدا به اصفهان و سرانجام به نجف رفت و در مجلس درس آقا سیدمحمد فش...
  • آقا نجفی اصفهانی | آقانَجَفیِ اِصْفَهانی، محمدباقر بن محمدتقی بن میرزا عبدالرحیم ایوانکیی تهرانی مسجدشاهی (1234-1301ق/ 1818-1883م)، فقیه و اصولی امامی، شهره به حُسن اخلاق و پرهیزگاری. پدرش اهل ایوانکی، از توابع استان سمنان و از روحانیون برجسته است که شرحی بر معالم شهید ثانی (ه‍ م) به نام هدایةالمسترشدین نوشته است. محمدتقی به عل...
  • آقاحسین پاشا |
  • آقابزرگ شیرازی | آقابُزُرْگِ شیرازی، (سدۀ 13ق / 19م)، نگارگر ایرانی. از شرح زندگانی او آگاهی چندانی در دست نیست. وی در روزگار شهریاری محمدشاه و ناصرالدین شاه در دستگاه حکومتی شاهزادگان قاجار در شیراز کار می‎کرد و به همین انگیزه او را «نقاشباشی سرکاری» می‎نامیدند. آقابزرگ به شهرهای تهران و قزوین و تبریز و مشهد سفر کرده و در شی...
  • آقابزرگ تهرانی | آقا بُزُرْگِ تِهْرانی، محمدمحسن بن علی بن ‎محمدرضا ‎بن‎ ‎محسن ‎بن علی‎اکبر (11 ربیع‎الاول 1293-13 ذی‎الحجۀ 1389ق / 7 آوریل 1876-20 فوریه 1970م)، فقیه و کتاب‎شناس شیعی امامی. در تهران زاده شد. پدر و پدربزرگش از روحانیون این شهر بودند. جدّ‌ بزرگش، حاج محسن، بازرگان بود و به یاری منوچهرخان معتمدالدولۀ گرجی، نخست...
  • آقا احمدعلی | آقا اَحْمَدْعَلی، فرزند شجاعت علی، از ادبای ایرانی مقیم هندوستان (1255-1290ق / 1839-1873م). او را به نام مولوی آقا احمدعلی، و نیز «مظهرعلی» (که سال تولد او را می‎نماید) نیز شناخته‎اند. نیاکان او در زمان نادرشاه به هندوستان رفته و ساکن آن دیار شده بودند. وی در داکا زاده شد و در همان‌جا به تحصیل علوم پرداخت، و ...

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: